


در خوابمان ندای مهیبی به جان رسید
گویا که فجر بر رخ شب خنجری کشید
نوری که از سلاله ی کوثر دمیده بود
با دست خویش پیرهن تار شب درید
لرزی فکند بر تن لرزان زمهریر
یخ بسته قلب ها پس از آن لرزه ها تپید
آن مرد مهربان حسینی نسب که بود!؟
الحق شناختش که محال است و بس بعید
یاران او میانه ی گهواره پیچ و تاب
خوردند و مردهای کنونند چون حدید
آن قطره ای که نیمه ی خرداد چشم او
انداخت بر زمین شده سیلی چنین شدید
یک دانه کاشت در دل آزادگان وزآن
صدها هزار دانه ی خورشید سرکشید
مردی که دل به دست خدایش سپرده بود
مردی که سوی نور، چنان نور می دوید
اعجاز او شکستن بت های سرکش است
اعجاز اوست این همه دردانه ی شهید
عیسی دمش میان زمستان بهار کرد
هرکس دلش بهار شده بانگ او شنید
امروز شد بساط شیاطین خراب تر
امروز گشته ذکر خدا گفته ی سدید
مشت شباب از همه جا می شود بلند
«الله اکبر» از همه ی سینه ها دمید
بحرین و مصر و لیبی و تونس، یمن، حجاز،
ایران، عراق، کل جهان می دهد نوید؛
راه امام شعبده ی قرن گشته است
بیداری جهان نفس دشمنان برید
بعد از امام ساقی دوران غیبت است
سید علی خامنه ای قائد رشید
سیلی به روی دشمن اسلام می زند
خواب از سر عدو ز لهیبش دگر پرید
این انقلاب عمق جهان را هدف رود
سدّی مقابلش نتوانید آفرید
هر کار می کنید چو تیشه است، تیز تیز
اما به ریشه های نحیفی که داشتید
نابودی شما پس از این انقلاب هاست
سوی چه می دوید؟ به سوی کجا روید!؟
امید عاشقان خمینی از این بهار
«قدقامت الصلاة» به «اقصا»ست روز عید
برچسب ها: بیداری اسلامی، امام خمینی، امام خامنه ای،









